عملکرد دهان زالوطبی
دهان زالوطبی در مکنده ی جلويى قرار دارد. زالو براى يافتن نقطه ى مناسب، پوست ميزبان را جستجو مى كند. اين عمل نيازمند حسگرهاى كاملاً متنوع است كه دراطراف دهان متراكم شده اند.
زالو با مسلط كردن دهان خود بر روى پوست قربانى خويش، ضمن مكش، دندان هاى خود رابه طور موزونى به جلو و عقب حركت مى دهد تا در نهايت بتواند مقدار زيادى خون ببلعد. ماده ى مخاطى ترشح شده از دهان اطراف محل مكش را Fix مى كند تا هوا از حفره اى وارد نشود و مكش مداوم (حدود ٠/٢ اتمسفر» برقرار گردد.
بنابراين مى تواند خودش رابه هرسطحى مانند «كاغذ، شيشه، درخت، سنباده، سطوح حرب و حتى اسفنج، سبد بلاستيكى و …)) بحسباند. براى اين امر، گلو بايد با مكش قابل توجهى كار پمپاژ را انجام دهد، لذا لوله ى عضلانى در ديواره ى بدن و در اطراف گلويش رشد يافته است.
زالو در حال غذاخوردن، فك خود را محكم قفل مى كند وبسيار سخت از اين حالت در مى آيد. فك زالو كه با روكشى از كلسيم و عضلات محكم شكل گرفته است، نوع ديگرى از تخصصى شدن را نشان مى دهد، بنابراين نبايد براى جداكردن آن اصرار نمود. اين كار ممكن است بدن زالو را پاره كند و باعث برگشت محتويات روده از جمله باكترى A erom onas به بدن ميزبان شود يا ريشه ى داخلى دندان هاى زالو كنده شود و در بافت پوستى بدن ميزبان باقى بماند (احتمال عفونت).
در حفره ى دهانى ٣فك وجود دارد كه ٣ جهت آن بازاويه ى ١٢٠ درجه، آرم M eroedes Benz را تداعى مى كند. مناطق عدسى شكل و زرد نارنجى لب هاى زالو ، حاوی توده اى از ماهيچه ها است كه فك را توليد مى كنند.
فك هاى تيغه مانند، 60 الى بيش از 100 دندان كوچك در طول لبه ى خود دارند كه در نماى خلفى- خارجى ديده مى شوند. در بررسى ميكروسكوب الكترونى ، منافذ بين دندانى طى ترشح بزاق زالو قابل تشخيص است. بزاق زالو درسلول هاى ترشحى براكنده اى توليد مى شوند كه شكل كامل يك غده ى معمول را ندارد.
دهانه ى خارجى آنها در تيغه ى دندانى بين هر ٢ دندان است كه در منافذ انتهايى كانال اصلى وجود دارند. اين قسمت بايانه ى مجراى ثانويه ى سلول هاى غده اى است. بعيد است كه بزاق در هضم و جذب مواد غذايى نقشى داشته باشد!
عضلات مخالف در پایه ى فك براى حركت فك به يشت و جلو در يك حركت گردشى مثل اره ى حلقه اى كار مى كنند. به دنبال اين عمل، ناحيه ى كوچک مرتبط با فك خم شده ومى جرخد و عميق تر و عميق تر به پوست نفوذ مى كند. با اين عملكرد، اولاً نياز به نيروى كمترى است (فك با تركيب دندان هاى خطى نيشى درد كمترى براى قربانى ايجاد مى كند، به علاوه بزاق آن خاصيت بى حس كنندگى دارد).
ضمناً اين برش احتمالاً در مسير Dermatome ها انجام مى شود كه ترميمش راحت تر باشد. با گزش مكانيكى، پیپت های كوچكى را كه حاوى مواد دارويى هستند، وارد زخم مى كنند.
آيا هيج وسيله ى جراحى كوچكى مى تواند چنين عملكرد بيجيده اى را با چنين دقتى انجام دهد؟
حس چشايى بسيار قوى زالو بسيار مورد غفلت قرار گرفته و معمولاً فقط به حس بويايى زالو اشاره مى شود. وقتى زالو با خون غليظ مواجه مى شود، بزاق بيشترى به بافت ميزبان تزريق مى كند و برعكس. اين امر در هنگام زالو درمانى، زالو را علاوه بر تزريق دارو به لابراتوارى براى معاينه و آزمايش خون ميزبان تبديل كرده است. اين كار شبيه غذا خوردن خودمان است، به اين معنى كه وقتى غذاى خشكى مثل بيسكویيت مى خوريم، بزاق بيشترى ترشح مى كنيم و وقتى غذايى مثل آش يا سوب مى خوريم، بزاق كم ترى ترشح مى نماييم.
گلو زالوطبی
گلو زالو حفره ى دهانى را به مرى وصل مى كند. مرى يوشش عضلانى شامل عضلات حلقوى، طولى و شعاعى است. اين بخش تمركز بالايى بر انواع ماهيچه هاى مختلف در بدن زالوطبی دارد؛ زيرا آن را براى فعاليتى موزون طراحى كرده اند.
در اولين فاز تغذيه، (مكش) عضلات شعاعى باعث انبساط گلو مى شوند. فاز دوم (انتقال) با انقباض عضلات طولى براى انقباض فعال گلو همراه است. فركانس اين حركات منظم با حدود 2.4 شروع و به حدود 1.2 يا كم تر در بايان تغذيه خاتمه مى يابد. كَاهى به نظر مى آيد كه زالوها هنگام تغذيه به خواب مى روند.
ضربه به هر نقطه ى بدن مى تواند بيدارش كند. زمان تغذيه به خصوص در هنگام خونخوارى از چند دقيقه تا بيش از دو ساعت ونيم (خود بارها شاهد آن بوده ام) مى رسد.
بهتر است به لقب (دكتر كوجولو) براى زالو طبی اعتماد كنيم و بگذاريم هر وقت خودش خواست، موضع را رها سازد! وقتى زالو سير مى شود، معمولاً فك هايش را باز نموده و به آسانى ميزبان را رها مى كند. دراين هنگام بايد مقدارى پنبه يا تنظيف تميز و حتى المقدور استريل روى موضع گذاشت؛ زيرا با تزريق Hirudin خون ريزى ممكن است چندين ساعت ادامه يابد.
دستگاه تنفس زالوطبی
زالو ها ريه ندارند و تنفس در آنها به جز تعدادى از گونه هاى انگل ماهيان كه توسط آبشش صورت مى گيرد، از طريق يوست وبه وسيله ى شبكه اى از مويرگها واقع در زير Epidem انجام مى شود (گاهى دوزيست). اگر سطح تهويه اى ريه ى انسان را باز و گسترده نماييم، سطحى به ابعاد ١٠٠ متر در ١٠٠ متر يعنى حدود يک زمين تنيس تشكيل مى دهد.
اصولاً سطوح تنفسى همه ى حيوانات اعم از ريه، آبشش، پوست و … بايد وسيع و قابل ارتجاع باشند تا بتوانتد مقادير زيادى گازهاى تنفسى را در مدتى كوتاه تبادل كنند.
در مورد زالو طبی، سطح پوست بسيار وسيع و مانند آكاردئون به وفور كش مى آيد. ترشحات دايمى، يوست زالو را در خشكى از ريه و درآب از آبشش بى نياز مى سازد. هر چيزى از جمله نمك باغلظت بالا، باعث تخريب پوست و متعاقباً اخلال درتنفس، و اگر شديد باشد، باعث مرگ وى مى گردد.
هموگلوبين محلول در خون، اكسيرن و تبادل ساير گازها (از جمله CO2) را از طريق مويرگ هاى قابل انقباض از طريق انتشار در بدن، تبادل مى كند.
سيستم گردش خون زالو طبی بسته است. زالوهاى آبزى وقتى با ميزان پايين اكسيزن در آب روبرو مى شوند، با انجام نوسانات بدنشان عمل تهويه را انجام داده و به سطح آب مى آيند.
دستگاه گوارش زالوطبی
دستگاه گوارش شامل دهان، ٣ آرواره ى دندانه دار شاخى، حلق (عضلانى)، غدد بزاقى، مرى، چينه دان، (معده)، راست روده Rectum مخرج مى باشد. بخش بزرگتر لوله ى گوارش براى ذخيره ى خون لخته نشده عمل مى كند و يك بخش كوچك براى هضم و جذب به كار مى رود.
زالو يس از خون خوارى ٢ الى ١٠ برابر افزايش حجم پيدا مى كند وقتى خون مى خورد، آب خون مكيده شده را دفع نموده وخون تغليظ شده در بدن او باقى مى ماند. اكثر زالو ها يا فاقد و يا حاوى مقادير اندكى آنزيم هاى گوارشى هستند، ولى زالوهاى خونخوار به خصوص زالو هاى طبى يك گونه ى باكتريايى به نام A erom onas را در روده ى خود دارند كه با ترشح نوعی آنتى بيوتيك از رشد ساير باكترى ها ممانعت مى كنند و مانع تجزيه ى سريع خون و غذا توسط آنان مى شوند.
همجنين واجد مواد آنزيمى (Lipase ،Protease وAmylase) اند كهمهم ترينشان Synthase است كه در تخريب گلبول هاى قرمز نقش مهمى دارد و بروتئين که به تجزیه ی hemoglobin کمک می کند.
آنزیم های گوارشی نقش مهمى در هضم و جذب مواد غذايى و ويتامينى براى زالو ايفا مى كنند (همسفر گى)، كه علاوه بر هضم، ميكروبها، ويروس ها، تك ياخته ها و … را نيز تخريب مى نمايند. احتمالاً هرنوع زالويى بانوع خاصى از باكترى همزيست مى باشد و شايد اين نوع باكترى براى رده بندى زالو طبی نيز به كار رود.
اولين مرحله ى هضم تا ٣ ماه طول مى كشد. بعد از ٢ الى ٣ هفته، اولين علايم گرسنگى ديده مى شود و توليد بزاق به اوج مى رسد. گرسنگى نسبى ٢ تا ٣هفته يس از تغذيه ى كامل رخ مى دهد، اما زالو طبی پس از يك بار تغذيه ى كامل مى تواند تا آخر عمرش با همان خون بسازد و حتى رشد كند، ولى براى توليد مثل و رشد كامل، احتمالاً نياز به تغذيه ى كامل در دوره هاى ٢ الى ٣ هفته اى تا ٣ ماه يك بار و اقلاً براى ٢ بار دارند.
چون زالوها خونسرد هستند، در محيط هاى سرد، سوخت وساز تحرك، مصرف اكسيرن و …شان خيلى كاهش مى يابد. بسته به سن زالو، ٣ الى ١٨ماه براى هضم كامل و 4 الى 21ماه براى تخليه ى كامل دستگاه گوارش زمان نياز دارد.
حتى بعد از تخليه ى كامل، زالو مى تواند تا ماهها با برخوردارى از ذخيره ى بدن خود به زندكى اش ادامه دهد. شيوه ى زندكى آرام، اين دوره ى طولانى را ممكن مى سازد.
معده ى زالو يك فضاى وسيع براى ذخيره ى غذا فراهم مى سازد. اين قسمت به روده ى مخفى يعنى جايگاهى كه هضم كم انرژى جاى مى گيرد، مرتبط است (هضم غير هوازى نيز در صورت لزوم انجام مى گيرد).